بازاریابی عصبی چیست و چگونه شرکت‌ ها از آن استفاده می‌ کنند؟
کاربر سمیرا محمدی

نویسنده

بازاریابی عصبی چیست و چگونه شرکت‌ ها از آن استفاده می‌ کنند؟

بازاریابی عصبی،  شاخه جدیدی از بازاریابی است که از فناوری‌های پزشکی مانند: تصویربرداری تابش مغناطیسی (fMRI) برای بررسی پاسخ مغز به محرک‌های بازاریابی استفاده می‌کند. محققان از fMRI برای اندازه گیری تغییرات در فعالیت در بخش‌هایی از مغز و "یادگیری چرا مصرف کنندگان تصمیماتی را می‌گیرند و بخشی از مغز به آنها می‌گوید که این کار را انجام دهند"، استفاده می‌کنند.

تحلیلگران بازاریابی برای تشخیص ترجیحات مصرف کننده از بازاریابی عصبی استفاده می‌کنند، زیرا پاسخ کلامی که به سؤال "آیا این محصول را دوست دارید؟" ممکن است همیشه جواب واقعی مشتریان نباشد! این دانش به بازاریابان کمک می‌کند تا محصولات و خدماتی را بطور مؤثر طراحی کنند و در تشکیل کمپین‌های بازاریابی، بیشتر بر پاسخ مغز متمرکز شوند. در اصل در بازاریابی عصبی، متمرکز است بر آنچه مصرف کننده نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد؛ خواه رنگ بسته بندی باشد، صدایی که جعبه هنگام لرزش ایجاد می‌کند، یا این ایده که آنها چیزی را در اختیار مصرف کنندگان خود قرار دهند.

کاربرد علوم اعصاب در بازاریابی،  شامل استفاده مستقیم از تصویربرداری از مغز، اسکن یا سایر فناوری های اندازه‌گیری فعالیت مغز برای اندازه گیری پاسخ به محصولات خاص، بسته بندی، تبلیغات یا سایر عناصر بازاریابی است. در بعضی موارد، برخی از  پاسخ‌های مغزی که با این تکنیک‌ها اندازه گیری می‌شوند، ممکن است آگاهانه توسط موضوع درک نشود. از این رو، این داده ها ممکن است آشکارتر از خود گزارش دهی در نظرسنجی‌ها ، گروه های تمرکز و غیره باشد.

بازاریابی عصبی

به طور کلی، بازاریابی عصبی، شامل استفاده از تحقیقات علوم عصبی در بازاریابی است. به عنوان مثال، با استفاده از fMRI یا تکنیک‌های دیگر، محققان ممکن است دریابند که یک محرک خاص باعث واکنش مداوم در مغز افراد می‌شود و این پاسخ با یک رفتار مطلوب (مثلاً تلاش برای خلق محصول جدید) ارتباط دارد.

بازاریابی عصبی چیست و چرا شرکت‌ها از آن استفاده می‌کنند؟

دو روش اساسی برای ردیابی فعالیت مغز  وجود دارد که هر یک دارای جوانب مثبت و جوانب خاص خود هستند:

  • (fMRI) تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی
  •   (EEG)الکتروگرافی

1.در روش اول، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی، استفاده از یک آهن ربای قدرتمند، برای ردیابی جریان خون مغز است. زیرا افراد به علائم صوتی و تصویری پاسخ می‌دهند. این امر به آنان اجازه می‌دهد که به قسمت عظیمی از مغز که به عنوان "مرکزلذت" شناخته می‌شود، دسترسی پیدا کنند و به بازاریابان این امکان را می‌هد که دریابند چه چیزی باعث تحریک افراد خواهد شد؟ دستگاه‌های fMRI گرانتر هستند و افراد باید برای آزمون، کاملا باید در دستگا‌های بزرگ قرار بگیرند.

2. روش الکتروگرافی یا همان EEG نسبت به روش اول، ارزان‌تر است و  استفاده از درپوش الکترودهای متصل به سر، امکان حرکت را نیز فراهم می‌کند. این الکترودها، امواج الکتریکی تولید شده توسط مغز را اندازه گیری می‌کنند و به محققان اجازه می‌دهد احساسات غریزی مانند: عصبانیت، هیجان، اندوه و شهوت را از طریق نوسانات فعالیت ردیابی کنند.

بازایابی عصبی  تقریبا یک دهه است که در حال فعالیت است و به نظر می‌رسد، نسبت به قبل در این سال‌ها از رشد خوبی برخوردار بوده است. شرکت‌های بزرگی در طراحی محصولات، بسته بندی و حتی تبلیغات خود، از این فناوری استفاده کرده‌اند.

بازاریابی عصبی

برندها و کمپین‌های بزرگی همچون Campbell ،Gerber و  Frito-Lay برای تبلیغات، بسته بندی و حتی تولید محصول جدید، از بازیابی عصبی استفاده کرده‌اند. در این موارد، مصرف کنندگان  با استفاده یکی از دو روش بالا که ذکر شد، برای نظر دادن در مورد بسته بندی محصول مورد آزمایش قرار می‌گرفتند و و پاسخ آنها به صورت مثبت، خنثی یا منفی ثبت می‌شد. این اطلاعات سپس در رابطه با مصاحبه عمیق برای تجزیه و تحلیل نكات خاص مورد استفاده قرار گرفت كه در نهایت منجر به تغییر در عناصری از قبیل رنگ ، اندازه متن و حتی تصاویر محصولات شد.

سخن آخر

بازاریابان همیشه در جستجوی بهترین راه برای افزایش فروش محصولات خود هستند.  درک اساسی‌ترین احساسات افراد در  رفتار یک مصرف کننده بسیار حیاتی است. شاید در حال حاضر، شرکت‌های کمی وجود داشته باشند که از این استراتژی استفاده کنند، اما با توجه به عملکرد آن، می‌توان نتیجه گرفت که در سال‌های آینده، این نوع از بازاریابی پیشرفت چشمگیری خواهد داشت. به یاد داشته باشید که بازاریابی عصبی، بهترین راه برای دستیابی به نتایج بهتر با هزینه کمتر خواهد بود!

برگرفته شده از :

neurosciencemarketing 

impactbnd

 

پست های مرتبط

0 نظرات

نظر شما